خرید بک لینک
_ دیدی بعضی ها به نظرت میاد که اصلا ربطی به مسیر خاصی از خوشبختی ها و موفقیت ها ندارند، اما با تلاش و خودکشی توی اون مسیر به جایی میرسند؟  _ آره، ببین، اینا دو تا خصوصیت دارند: 1) با اینکه کسی نیستند و اصلا به نوعشون نمیخوره، به کسی بودن و به جایی رسیدن خودشون بسیار بسیار مشتاقند و حاضرند در این زمینه هر کاری بکنند.. 2) هر چیزی که میبینند توش ضعیف النفس هستند و توان مدیریتش رو ندارند، کلا کنار میذارند از زندگیشون و حذفش میکنند و میگن اصلا ازش خوشمون نمیاد..  نتیجه این میشه که طرف زندگی طبیعی و دلخواه خودش رو کنار میذاره و به زندگی به سبک سطح بالاتری رو میاره، صرفا برای اینکه میخواد بگه من هم کسی هستم.. و بالاخره زندگی همه ش همینه که یه سری بدی ها رو از خودت دور کنی و یه سری خوبی ها رو نهادینه کنی.. و اینا با اینکه واقعا در این حد و حدود نیستند، به زور هم که شده، این کارا رو میکنند و طبیعتا به جایی میرسند.. از اون طرف، بعضی ها از ابتدا بهشون همه خوشبختی ها داده شده و سطحشون به خیلی مسائل سطح بالا میرسه..، اما برای حفظ داشته هاشون برنامه ریزی ندارند و خوشبختی هاشون رو سفت نمیچسبند و در عمل، قدر داشته های خودشون رو نمیدونند و به بهانه های مختلف، مسیر رو ها میکنند و سفت نمیگیرنش.. در حالیکه همیشه باید در اولین فرصت دوباره شروع کرد و مسیر مشخصی رو بیوقفه در پیش گرفت.. و هر چیزی به دست میاد رو سفت و محکم گرفت و دیگه تا زمان رسیدن به ته مسیر، از هدف و نقطه انتهای مسیر چشم بر نداشت.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 13:06

در خانواده، مؤنث (زن) سرپرست مذکر و مدیریت کننده شوهر است.. در واقع، شوهرداری یعنی مدیریت و سرپرستی "خود" شوهر را بر عهده داشتن.. فضائل مؤنث ها، به طور مستقیم بر "خود" مذکر اعمال میشود.. اما مسائل مربوط به مذکر، بر روی "امور" اعمال میشود.. مذکر، سرپرست "امور" مؤنث ها و خانواده است.. اون هم اموری که خود مؤنث، بهتر انجامش میده.. در واقع مذکر، مسئول و عهده دار امور است..  مؤنث، اون موجود پر فضائل تر، بزرگتر، بالاتر و بینیاز از مذکر است، پس این حرفها راجع بهش معنی نداره.. بلکه مؤنث، جایگاه و شأنی داره که ایجاب میکنه کسی "امور ابزاری و معیشتی و تدارکاتی" رو براش انجام بده، در حالیکه خودش هم میتونه این کار رو برای خودش انجام بده و نیازی وجود نداشته..  مذکر، خیلی پایین تر از این حرفهاست که بخواد نسبت به مؤنث، چنین حالتی رو داشته باشه.. بلکه مذکر، اون موجود بچه وار و نیازمندی است که سرپرستی میخواد.. (تحت عنوان شوهرداری).. شما هر بچه نیازمندی رو ببینید، میتونید سرپرستی کنید.. سرپرست" امور" خیلی با سرپرست "خود" بودن فرق داره.. مؤنث، سرپرست "خود" مذکر هست و مذکر، سرپرست "امور" زن و خانواده.. کلمات و مفاهیم رو درست تفسیر کنیم.. ** کلاً هر ویژگی که تصورش رو بکنید، اصلش توی مؤنثه و حقیقتش اول برای مؤنث صادقه، و شکل ابزاری شده و تعارف وار اون برای مذکره.. ضمن اینکه اون ویژگی اگر از طرف مؤنث باشه، بر "خود" مذکر وارد میشه، اما اگر از طرف مذکر اصطلاحاً گفته بشه، بر ابزار و "امور" وارد میشه.. اون هم اموری که مؤنث به دلیل کامل نسبی بودن، خودش به بهترین شکل ممکن میتونه انجامش بده.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 15:08

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 21:55

هر جایی هر مذکری (به جز افراد اندکی که از آستانه بسسسیار بالایی از انسانیت عبور کرده اند..) راجع به مؤنث ها و یا جنسیت ها اظهار نظری کرده و مؤنث ها رو توصیف کرده، حتماً حتماً حتماً به مؤنث ها توهین کرده.. حتی اگر ظاهراً قصد تعریف از مؤنث ها رو داشته باشه.. کلاً مذکر به دلیل ظاهربینی شدید و جزء نگری ای که داره، درکی از باطن نداره (منظور درک انسانی نیست، فقط ویژگی های جنسیتی مذکر منظوره).. این درحالیه که مؤنث، مصداق باطنه و هر چند ظاهرش هم پر از نکات مثبته، اما اصل فضائلش که بر مذکر برتری (در دنیای جنسیت ها و نه به لحاظ انسانی) ایجاد میکنه، باطنشه.. چطور متوجه شدند که اگر زن یا دختر یا ننه شون :)) رو جلوی دیگران ظاهر کنند، کار خیلی زشتی کردند، چون مؤنث موجود باطنیه..، اما متوجه نمیشن که اگر کسی مؤنث ها رو فقط با ویژگی های ظاهری توصیف کنه، توهین کرده به مؤنث ها؟!اصل مؤنث، باطنشه، و این نهایت توهین به مؤنث هاست که کسی باطن رو نبینه و بخواد مؤنث رو توصیف کنه.. مذکر یه موجود شدیداً ظاهربینه و به همین دلیل هم در درک مسائل مختلف، همیشه عقب تر از مؤنث هاست و.. که نمیخوام وارد این بحث بشم.. مذکر به هر جایی از انسانیت هم که برسه، هر چقدر هم که بالا باشه، باز هم تا وقتی که از آستانه بسیار بسیار بالایی از انسانیت بالاتر نره و عبور نکنه، فهم لازم رو در خیلی مسائل باطنی و در رأس اون، فضائل مؤنث ها به دست نمیاره.. البته همونطور که گفتم، اندک افرادی استثناء هم داریم که از آستانه بینهایت بالایی از انسانیت عبور کردند و انسانیتشون بر جنسیتشون غالب شده و دیگه ضعف های جنسیتی مذکر رو در فهم و درک باطن ندارند..اما عده این افراد در هر دوره ای زیاد نیست و هر کسی از این آستانه به راحتی رد نمیشهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 21:55

زمان، عامل مهم و تعیین کننده ای در تحولات اساسی زندگی انسانه.. مداومت، از جمله مهمترین قوانین در آفرینشه.. شما چه انسان خوبی باشید، چه بد، در هر حال این قانون در مورد شما عمل میکنه.. کافیه زمان روی چیزی (مثلا سبکی از زندگی) بگذره، شما بدجور توی اون مسیر پیش میرید و شرایط درونی و بیرونیتون به شدت متحول میشه.. پس باید هوشیارانه از این ابزار و قانون کلیدی قرار داده شده در جهان استفاده کرد..  چه بسیار افراد سطح پایینی که در جستجوی اندکی خوشبختی، روش درستی از زندگی رو در پیش گرفتند و به جاهایی رسیدند که نه تنها فکرشون بهش نمیرسید، بلکه اصلا اون حد خوشبختی رو نخواسته بودند و حتی از وجود چنین سطحی از خوشبختی بی اطلاع بودند و در تصورشون نمیگنجید.. مداومت میتونه ابزار کلیدی بشه برای اینکه کسی خوشبخت ترین بشه در حالیکه از اول هیچ بود، یا بدبخت ترین بشه در حالیکه از اول همه چیز داشت و عالی ترین بود.. یا فوق خوشبخت بشه چون از اول عالی ترین بوده و باز هم این قانون رو در جهت عالی تر شدن به کار گرفته..  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 21:55

هیچ وقت تا حالا فکر کردید به اینکه مشکلات مربوط به مؤنث ها (ناهنجاری های اجتماعی، خانوادگی و..) در جامعه ایران از کجا نشأت میگیره و راه حلش چیه؟ همه این قبیل مشکلات از اینجا نشأت میگیره که مذکر در جامعه ما تریبون داره و کتاب مینویسه و صحبت میکنه.. و مؤنث سکوت کرده! در واقع، مذکرها حریف یا معترضی به چرت و پرت هایی که در رابطه با بحث جنسیت ها تحویل جامعه میدن، توی جامعه پیدا نمیکنند و میدون رو برای نطق های یکطرفه و اشنباهشون، باز و بدون مانع میبینند.. مؤنث ها به دلایل معلومی که در اینجا فرصت بحثش نیست، خودشون رو کنار کشیدند و تمایل زیادی به تک و توک وارد شدن به این قضایا رو ندارند.. اما اگر قراره این قبیل مسائل مربوط به مؤنث ها در جامعه حل بشه، قاعدتاً باید مؤنث و دیدگاهش وارد صحنه بشه.. مسلماً چه مؤنث و چه مذکر، اگر بخواد تریبونی داشته باشه، باید سرش به تنش بیارزه و بر اساس مسیر درستی صحیت کنه.. هر کسی نمیتونه وارد این صحنه بشه و مسلماً مردم فرهیخته هم، پای صحبت هر کسی نمیشینند.. پس منظورم همه مؤنث های جامعه نیست. اونی که این کاره است منظوره.. در واقع، مهمترین مشکل مؤنث ها در جامعه ایران اینه که دیدگاه پوچ و ظاهربینانه مذکر در جامعه پراکنده است و دیدگاه مؤنث ها حاکم نیست.. (البته کاملاً واضحه که منظور، فقط یک سری بحث های جانبی در توصیف جنسیت هاست (انواع و اقسامش، هر جایی اثری از یک مؤنث و مسائلش در صحبت ها وجود داره..)، و منظور، مسائل اصلی جامعه نیست. در مسائل اصلی و مهم جامعه که به جنسیت خاصی ربطی نداره، همه "انسان"ها یکسان فکر میکنند و نظر مؤنث و مذکر فرقی نداره و فقط به سطح انسانیت ربط داره..) بالاخره مذکر، یک موجود ظاهربین و جزء نگره و مؤنث رو که یک موجود بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 20:39

خانواده رئیس نداره، بلکه مدیر، حاکم و.. داره.. اما اگر کسی اصرار داره که اسمش رو رئیس بذاریم، مسلما رئیس خانواده زن هست.. در واقع، اصراری نیست که ریاست زن در خانواده رو آشکار کنیم، چون مسائل مؤنث ها باطنی و پنهانه.. اما اگر رئیسی در خانواده هست، قطعا اون زن هست..  حداقل در دو حوزه، مؤنث رئیس است و در یک حوزه مذکر.. ببینید، زن در خانواده دو وظیفه داره: 1) خانه داری = مدیریت خانه 2) شوهرداری = مدیریت شوهر میتونید اسمش رو به جای مدیریت، حاکمیت یا ریاست هم بگذارید.. هر کس وارد محیط خانه میشه، در واقع وارد قلمرو و حوزه حاکمیتی زن شده.. مذکر هم در زمینه همون امور ابزاری و معیشتی خانواده که در خارج از خانه انجام میده، مدیریت بخش خودش رو به عهده داره..  چرا مدیریت شوهر به عهده زن گذاشته شده؟ چون مؤنث به دلیل فضائل بینهایت بیشتری که پیامدش، بزرگتر بودن مؤنث نسبت به مذکره، تسلط مطلق و بیچون و چرا بر مذکر داره. دلیل نمیشه که چون مسائل مؤنث ها پنهانه و حاکمیتشون بر مذکر و ریاست خودشون رو با کلمات "ظاهری" آشکار نمیکنند و با یه سری چاشنی ها همراهش میکنند، یه سری ظاهربین حاکمیت مؤنث بر خانواده رو انکار کنند و در رابطه با ریاست مؤنث، به اشتباه بیفتند.. مذکر خیلی پایین تر از این حرفهاست که بخواد کلمه ای مثل رئیس راجع بهش صدق کنه.. رئیس کلمه بالاییه و بیشتر برازنده مؤنث هاست که سطح و جایگاه بالاتری دارند.. و اگر این کلمه رو در معادله مذکر بگذاریم، خطا میده..  اون کلمه ای که مذکرهای تریبون دار و صدابلند جامعه برای نقش مذکر در خانواده دنبالش میگردند و به اشتباه، ریاست خطابش میکنند، مالکیته. مالک با رئیس فرق داره.. شما میتونید مالک یک مؤسسه علمی باشید، اما 2 ریال سواد نداشتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 20:39

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: يکشنبه 23 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:51

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 11 ارديبهشت 1403 ساعت: 18:32

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 19:02

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 19:02

اینکه انسان به حرف دیگران بها بده و همینکه خودش بیشتر میدونه، راضی و خوشحالش نکنه و به خاطر اشتباهات دیگران ناراحت بشه و بخواد بحث راه بندازه، نشونه سطح پایین تر بودن انسان نسبت به سطح طبیعی و مورد انتظار خودش هست.. وگرنه انسان نرمال، همینکه خودش از دیگران بیشتر میفهمه، براش کافیه و لبخند و آرامش براش میاره.. و اشتباهات دیگران، اعصابش رو خورد نمیکنه و درک واضح و یقین عمیقی به اون حقیقت داره.. و حتی سعی نمیکنه که لزوما، درستش رو به طرف یاد بده (چون این قبیل سطح بالا بودن های فکری به دیدگاه شخصی و سطح درک افراد برمیگرده) جز اینکه دلش برای سطح پایین فکر طرف مقابل میسوزه و برای خودش کیف میکنه و با شادی به ادامه مسیرش میپردازه..  *** دقت کنید که فقط دارم مسائل دیدگاهی رو میگم که فهم حقیقتش به سطح درک افراد برمیگرده..  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 19:02

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 18:16

اولا بگم که من هیچ کس رو تشویق نمیکنم که مطالب اینچنینی این وبلاگ رو بخونه.. چون اولا ممکنه دچار سوء تفاهم بشه و ثانیا، خودم هم بعد از مدتی ممکنه این مطالب رو پاک کنم و به مسائل مهم تر بپردازم..  اما گفتم یه جمع بندی از بحث جنسیت ها (که قبلا اینجا بحث شده) داشته باشم..: مذکر یه موجود ظاهربین، جزء نگر، و ابزاریه.. (بعنی برای انجام کارهای ابزاری و امثال اون کاربرد داره..)  مؤنث یه موجود کامل نسبیه که ویژگی هاش همجهت، همجنس، و در راستای ویژگی های انسانیه، از جمله اینکه کل نگره، باطن بینه، و..) فاصله نجووومی بین مؤنث و مذکر به لحاظ فضائل وجود داره و مؤنث یه گوله فضائله..  نکات مثبت رو همه دارند و همه افرینش مثبته. و هر دو جنسیت به لحاظ امور ظاهری هم وزن هستند، اما استارت اصل فضائل مؤنث، باطنشه، که فاصله نجومی ایجاد میکنه.. اما همه اینها به لحاظ جنسیتیه و جنسیت هم یه مسأله بیتأثیره به طور کلی. فقط انسان و ویژگی های انسانی معنی داره و هر که انسان تره، همه خوشبختی ها و ویژگی های عالی رو بیشتر داره و جنسیت کلا هیچ کاره خواهد بود وقتی انسان رو لحاظ کنیم.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 11:15

نمیدونم الان وضعیت ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران در چه حدیه، چون دیگه مدتهاست دانشجو نیستم و نمیدونم در این حد ارتباط با صنعت برقرار شده که استاد خودش پروپوزال بنویسه برای رفع یک نیاز صنعتی، و بعد از تصویب پروپوزال، بر اساس اون دانشجو بگیره؟.. یا هنوز این مسائل در حد تشویقی و اختیاریه و هنوز دانشجو باید پروپوزال بنویسه و فقط کاری اسمی یا حداقلی و در راستای کارهای پایان نامه انجام بشه؟.. (نمیگم همه ی چنین کارهایی حداقلیه، اما این روش مورد بحث ما نیست الان..) مشکل اغلب دانشگاه های ایران (که همین الانش هم اگه مکانشون رو به اروپا یا قاره آمریکا تغییر بدیم، جزو تاپ فیفتی ها یا بعضا حداقل بهتر از خیلی از دانشگاه های ظاهرا رنک بالای جهان حساب میشدند) اینه که ارتباط با صنعت به شکل "اجباریِ" مسأله وجود نداره.. تنها تفاوت دانشگاه های جهان با ایران در بحت پژوهش، وضعیت ارتباط شخص "استاد" با صنعت هست که همه جا وجود داره، اما در ایران خیر (حداقل به شکل گسترده و قابل توجه نیست)... همه جای جهان استاد برای پروژه هاش به جلز و ولز میفته، چون اعتبارش زیر سؤاله و از طرف صنعت، همین استاد رو میشناسند و با دانشجوش چندان کار ندارند، این استاده که باید پاسخگو باشه.. پس استاد هم مجبوره فعال باشه و گروهش رو سر و سامون بده و حتی گاهی بیشتر از داتشجو و اعضای تیمش، دغدغه انجام صحیح کار رو داشنه باشه..  تو چنین سیستم پژوهشی، نقد کار دانشجو و پزوهشگر هم صورت می گیره، و کار، مهم جلوه میکنه، چون یه تیم براش تمام وقت زحمت کشیده و همه تلاش خودش رو کرده که کارِ کامل و نتایج معتبری ارائه بشه.. همه اینها هم به خاطر در خطر بودن اعتبار استاد بوده..  اما در ایران، همه بار کار پژوهشی بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 11:15

صفحه بندی